۲۷ مطلب در ارديبهشت ۱۴۰۰ ثبت شده است

اهم...دو دیقه قدم رنجه فرمایید*-*...با تشکر...(اصلن هلاک عنوانامم=-=)...این هلاک گفتنم افتاده تو دهنم=-=

خب....میرم سر اصل مطلب!

من کمبودیت ادمین بودن گرفتم:"

بیایین ادمینم کنینT-T

جررررر این یکی دو روز وقتم آزاد بود زیاد بیان اومدم خوشحالی زده فرق سرم*-*

دلتون میاد پونیو ادمینتون نشه اصلن؟!:"

.

.

.

.

با تشکر*-*

  • 𝑨𝒍𝒊𝒂𝒓𝒂𝒊𝒏

این وبلاگ حدودا در 3 خرداد, ساعت 8:10 حذف خواهد شد.

خاستم بدونم چی داره ک بقیه انقد دوس دارن همچین پستایی بزارن واقعا؟!....

ک فهمیدم هیچ فاک خاصی نداره...

پ اگ مرض خاصی ندارین...

و دچار بیماری فاکی نشدین

نزارین=-=

  • 𝑨𝒍𝒊𝒂𝒓𝒂𝒊𝒏

عمل موفقیت آمیز بووووووووود *-*.. عررررر بیاااااین:"

هاااااااای همگیییییییییییی😍😍😍😍😍

عررررر من اومدم.....

  • 𝑨𝒍𝒊𝒂𝒓𝒂𝒊𝒏

ودف 100 روزه شدم *-*

یه لحظه نگا کردم دیدم 100 روزه شدم!!!!

گااااااااااااد هیچوقت فک نمیکردم 100 روزه بشم:"

هقققققققققققق اینو ب نیت خوب بگیرم ن؟...

دقیقا امروز 100 روزه شدم...

هعی یکی طلبتون ک بشینم مفصل براتون حرف بزنم چون باور کنین

تو ماشین وقتی بغلت خاهرت نشسته و ننه بابات هعی از سوالا میپرسن

موقعیت جالبی برا احساسی نوشتن نیس=-=خخ

خب نت دیگه واقعا میره رو نروم...

صبر کنین میام بعدا

فعلن بای

لاو یو عال💖

  • 𝑨𝒍𝒊𝒂𝒓𝒂𝒊𝒏

فندق من؟!....:)

 

 

به نام خدایی که با دو بوسه چشمات را گشود... 

  • 𝑨𝒍𝒊𝒂𝒓𝒂𝒊𝒏

جرررررررر همه بیاین*-*...گوه در گوه

سلام خوبین؟....چقدررررررررررررررررررررررر دلم براتون تنگ شده خدا:((((

فردا میام...ی سری میزنم:")....

خخخ اینو بخدا نمیزاشتم نمیشد!!!...

ی کاری با دوستم داشتم اسمش محیاس...بعد چتای گرانقدرمونو مشاهده کنین:")

  • 𝑨𝒍𝒊𝒂𝒓𝒂𝒊𝒏

نهههههههه نههههههههه نههههههههه....هق چوکاهه:"((((((((((((((((((((((

وقتی بلند میشی و میبینی دوستای خرت برات کرم ریختن درحالی ک دیشبش 2 ساعت فقط خابیدی:

  • 𝑨𝒍𝒊𝒂𝒓𝒂𝒊𝒏

شب آخر؟!....:)

خدایا....امشب شب آخره...مهمونیت...چقدر زیبا.....و چقدر زود تموم شد!

  • 𝑨𝒍𝒊𝒂𝒓𝒂𝒊𝒏

عشق؟!....مود:"

لمس کن کلماتی را
که برایت می نویسم
تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست…
تا بدانی نبودنت آزارم می دهد…
لمس کن نوشته هایی را
که لمس ناشدنیست و عریان…
که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد
لمس کن گونه هایم را
که خیس اشک است و پر شیار…
لمس کن لحظه هایم را…
تویی که می دانی من چگونه
عاشقت هستم٬
لمس کن این با تو نبودن ها را
لمس کن…
همیشه عاشقت میمانم...

  • 𝑨𝒍𝒊𝒂𝒓𝒂𝒊𝒏

پارت 10...زنده ماندن؟!

خورشید که توقع پذیرفتن شاهزاده را نداشت با تعجب به دانه برف شکننده ای که روی سبزی برگ خودنمایی میکرد گفت:

- سفر برای تو بسیار خطرناک است، نگران ترک هایت نیستی؟

شاهزاده لبخند دردناکی زد...پاسخ داد:

- خطرناک؟!...از چه چیزی بترسم؟ من اگر همینجا کل روز را به خواب هم بگذرانم روزی خواهم مرد...هنگامی که عشق برای من مرگبار باشد...من از چه چیزی بترسم؟ عاشقی درد دارد...ترس دارد...مرگ دارد!اما ما حتی اگر عاشق نشویم هم درد داریم...ترس داریم...مرگ داریم! من از مرگ هراس ندارم...حتی اگر در داخل قلب یک نفر هم زنده بمانم، برایم کافیست!...اما از مرگ مطلق میترسم! مرا...به یاد خواهی داشت؟

آتش سوزان خورشید آرام گرفت...ابرهای ترس بر دلش باریدن و سرمای بارشش کل وجودش را لرزاند...

الهه اش...رفتنی بود؟!...درست است او درون قلبش زندگی ابدی داشت...اما خورشید چه؟! او درون کدام قلب بی نبضی زندگی میکرد؟

مرگ...هنگام نفس کشیدن؟...راهی برای نجات بود؟...روشی برای عاشقی بود؟...توانی برای در آغوش گرفتن بود؟...زمانی برای بوسه بود؟....عشقی...برای مرگ بود؟

خورشید به آرومی زمزمه کرد:

- تو نمیمیری...

ستاره ها درون چشمان شاهزاده درخشیدند...با لبخند رو به خورشید گفت:

- مردن؟...در این دنیا یا درون قلب ها؟

خورشید با جدیت پرسید:

- مگر برای عاشقی کردن نیاز به زنده موندن نیست؟...تو باید زنده بمانی که مرا عاشق کنی!

شاهزاده سرش را پایین انداخت و به دریا نگریست که بی هیچ حرفی داخل چشمان شاهزاده غرق شده بود...غرق شدن دریا...پارادوکس قشنگیست!...

دریا به آرامی چشمانش را بست و به او اطمینان لازم برای ادامه دادن را داد.

دانه برف لبخند زد و تماس چشمی اش را با دریا قطع کرد و گفت:

- جدایی...مرگ...فاصله...چیزی نیست که بتواند عشق را کمرنگ کند، چه برسد به نابودی! گفتی نمیمیرم...اگر قرار نیست بمیرم...پس من درون کدام قلب به تپش ادامه خواهم داد؟

دریا نگاهی به چشمان شاهزاده انداخت و با لبخندی به جای خورشید جواب داد:

- در قلب خورشید...!

 

 

 

 

******************************کامنت فراموش نشه^-^**************************************

 

 

پ.ن1: گاااااااااااااااااااااد چقد دلتنگتونم*-*...خیلی خیلی در حد فااااااااااااااااااک*-*....هووووف...خوبی؟..چخبرا؟...بی ما ک خوش نمیگذره!؟*-* جررر...همدیگه رو اذیت نمیکنین ک؟...کسی  فاک نرفته؟!....نینم اشک همو دراریناااااااااا....خودم میام ب فاکتون میدم وگرنه=-=...

پ.ن2: شبای قدره...مارم فراموش نکنین و تو این شبا دعا کنین:")...هق مرسی...

پ.ن3: هیوووووووون عنتر!!!! لااقل یکی از کامنتاتو وا کن!!!...توروخدا:(....ی هفته رفتماااا..باز بمب ترکیده؟!...خوبی تو؟...باز نمیکنی لااقل ی کامنت بهم بده ک اومدنی ج بدم بفهمی اومدم

پ.ن4: خب...من دیه بای...امیدوارم از این پارت لذت برده باشین...^-^...خاستم سافت برم دیدم دلتنگی از قلمم میریزه...سو...ببخشید:"

پ.ن5: لازم بگم...# انتشار؟!

پ.ن6: فااااااااااااااااااااااااک....ی خبر ک ی ساعت پیش فهمیدم=-=...مرحله دوم 26 اردیبهشتههههههههههه....فاااااااااک قرار بود اواخر خرداد باشه ک!!!....خب...نفس عمییییییییییق...کمتر از دو هفته وقت دارم^-^...البته اگ ستاد کرونا ب تعویق نندازه!...خخخ دعا کنم کرونا بره تا موج 5ام بیاد؟!...گااااد...خلاصه اینکه دعاهاتونو زیاد کنین...T-T...دوستون دارم بوس...بای...

  • 𝑨𝒍𝒊𝒂𝒓𝒂𝒊𝒏
𝒴𝑜𝓊 𝒻𝑜𝓊𝓃𝒹 𝓂𝑒 𝒾𝓃 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓇𝓀𝑒𝓈𝓉 𝓉𝒾𝓂𝑒... 𝐼 𝒽𝑜𝓅𝑒 𝑜𝓃𝑒 𝒹𝒶𝓎... 𝐼 𝒷𝑒 𝓉𝒽𝑒 𝓇𝑒𝒶𝓈𝑜𝓃 𝒷𝑒𝒽𝒾𝓃𝒹 𝓎𝑜𝓊𝓇 𝒷𝓇𝒾𝑔𝒽𝓉𝑒𝓈𝓉 𝓈𝓂𝒾𝓁𝑒𝓈:)... 𝐵𝓎:𝒮𝒾𝓁𝓋𝑒𝓇 𝐵𝓊𝓃𝓃𝓎
موضوعات
پیوندها